الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
397
الغدير ( فارسى )
خدا به خاطر آن از قريش انديشناك بود ، همان نص خلافت باشد ، چنان كه احاديث و روايات مذكور بتفصيل بدان تصريح دارد . بنابراين ، اين روايت هم با آنچه كه ما مىگوييم ضديّت و منافاتى نخواهد داشت . طبرى به چهار سند از عايشه روايت كرده كه گفت : هركس گمان كند كه محمّد امرى از كتاب خدا را كتمان نموده ، هرآينه مرتكب بهتان و افتراى بزرگى به خداى متعال گشته است ، در حالى كه خداى متعال فرمايد : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ . . . . « 1 » عايشه با گفتار اين مطلب در صدد بيان سبب نزول نبوده ، بلكه به اين آيهء كريمه استدلال كرده است پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت به امر تبليغ نهايت مراقبت و اهتمام را اعمال فرموده و هيچ آيهاى را از كتاب خدا فروگذار ننموده است مگر آنكه آن را ابلاغ و بيان كرده و اين مطلبى است كه به هيچ وجه در خور شك و ترديد نيست و ما نيز قائل به آن هستيم ، چه قبل از نزول آيهء مزبور و چه بعد از آن . امّا آنچه را كه رازى در تفسيرش از وجوه دهگانه « 2 » گرد آورده و نصّ غدير را دهمين
--> ( 1 ) . مائدة 5 / 67 . ( 2 ) . وجوه دهگانهاى كه فخر رازى در اسباب نزول آيهء تبليغ در تفسير خود آورده ، به طور خلاصه از اين قرار است : 1 - اين آيه در داستان رجم و قصاص بر مبناى آنچه در قصه يهود ذكر شد ، نازل گرديد . 2 - در نكوهش و استهزاى يهود به دين اسلام نازل شده است . 3 - چون آيهء تخيير [ احزاب 33 / 28 ] نازل شد ، پيغمبر مدلول آن را براى همسران خود بيان نكرد از ترس اينكه مبادا دنيا را اختيار كنند ؛ در نتيجه ، اين آيه نازل شد . 4 - در امر زيد و زينب نازل شد . 5 - در مورد جهاد نازل شد ، زيرا گاه رسول خدا از تحريض منافقين به جهاد خوددارى مىنمود . 6 - چون پيغمبر از نكوهش خدايان ثنوىها كه قائل به دو خدا بودند ، ساكت شد ، اين آيه نازل شد . 7 - هنگامى كه پيامبر در حجة الوداع بعد از بيان شرايع و مناسك به مردم فرمود : آيا ابلاغ كردم ؟ گفتند : بلى ، آنگاه عرض كرد : بار خدايا گواه باش ، اين آيه نازل شد . 8 - درباره عربى صحرايى نازل شد كه مىخواست پيغمبر را كه در زير درختى آرميده بود ، به قتل رساند . 9 - پيغمبر از قريش و يهود و نصارا انديشناك بود كه خداى متعال به وسيلهء اين آيه هيبت آنان را از قلب او زائل فرمود . 10 - در داستان غدير نازل شده است .